X
تبلیغات
رایتل

جغد

دیدگاه!!!!!!

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است.

شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود و مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند.

آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند.

اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد؛ زنش آن را جابجا کرده بود.

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود، حرف می زند و رفتار می کند.


پائولو کوئیلو

نظرات (1)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
من به و اسطه جمله زیبایی که بالای وبلاگ حک کردید با این وبلاگ آشنا شدم و ترغیب شدم که به سراغتون بیام اونهم شاید 8 سال پیش و در یک روزنامه. ممنون مطالبتون بی نظیره.
شنبه 15 تیر 1392 ساعت 19:21
امتیاز: 0 0